محمد مهدى ملايرى

116

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نسخه‌هايى كه تاريخ چاپ دارند اين تاريخ به كمتر از نيم قرن مىرسد ولى بدون شك نخستين چاپ آن خيلى قديمتر از اين تاريخ است ، زيرا قصهء فيروز شاه از قصه‌هايى است كه در بين طبقه عامه عرب بسيار شايع و مطلوب و مانند قصه‌هاى رستم‌نامه و حسين كرد و امير ارسلان در زبان فارسى است كه پيوسته از طرف ناشران و كتاب‌فروشان با چاپ‌هاى بازارى و ارزان و غالبا بدون ذكر تاريخ منتشر مىشوند ، و معمولا اين‌گونه كتابها كه طالبان زيادى در طبقه عامه داشته‌اند از خيلى قديم به زيور طبع آراسته مىشده‌اند . من خود در بيروت از استادانى كه عمر آنها نزديك به هفتاد مىرسيد شنيدم كه در دوران كودكى آنها هم كتاب قصه فيروز شاه از كتابهاى خيلى رايج و از قصه‌هاى معروف بوده است . غرض از ذكر اين مطالب دربارهء اين قصه بيان اين نكته است كه همين كتاب عربى « قصة فيروز شاه » در چند سال پيش به‌وسيلهء سه تن از نويسندگان مصرى مورد تصرف قرار گرفته و با خلاصه كردن قصه و حذف بسيارى از مطالب آن با همين نام و به‌صورت يك داستان نو پرداخته‌اى عرضه شده و در دو جلد كوچك به چاپ رسيده بىآنكه كمترين اشاره‌اى به سابقهء وجودى اين داستان شده باشد . از جمله تصرفات ناپسندى كه در آن شده حذف و تبديل نام كشورهاست بدين صورت كه مثلا به‌جاى ايران شهر سفيد و به جاى مصر شهر سبز گذارده و آثار قدمت آن را كور كرده و رنگ ايرانى آن را زدوده‌اند . و در پشت جلد كتاب نيز فيروز شاه به‌صورت عربى با كلاه‌خود و عقال و جبه‌اى بر تن و خنجرى به كمر در واحه‌اى از واحات عربستان تصوير شده و عنوان كتاب نيز چنين آمده : « فيروز شاه نوشته حسن جوهر - محمد احمد برانق - امين احمد عطار . از انتشارات دار المعارف مصر سال 1958 » كه از آن جز اين فهميده نمىشود كه اين داستانى است نو كه به‌وسيلهء اين سه نفر نويسنده معاصر پرداخته شده و نخستين بار در سال 1958 به چاپ رسيده است . اين هم نمونه‌اى بود از طرز رفتار برخى از نويسندگان بىامانت و بىپروا با آثار كهن در دورانى كه هم چاپ وجود دارد و هم اين‌كه آن آثار كهن به چاپ